۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۱۴:۰۷
کل بازدیدها: 370245
mosabeghe.jpg
پولاد کیمیایی: محرم به من درس ايستادگي داد ايميل
پولادکیمیایی هنرمند جواني كه شايد برخي به اشتباه فكر مي‌كنند كه با تكيه بر نام پدر به سينما راه پيدا كرده از ابتداي ورودمان ثابت مي‌كند كه در اين زمينه مطالعات بسياري را انجام داده است و صد البته كه از حضور پدرش هم درس‌ها آموخته است. وي با اكران فيلم «محاكمه در خيابان» نشان داد كه جاي پيشرفت دارد ودرس‌هايش را به خوبي به نمايش درآورد. قرارمان را در دفتر آموزشگاه هنرهاي نمايشي استاد كيميايي مي‌گذاريم و با او مدتي كوتاه به گفتگو مي‌نشينيم.
پولادکیمیایی هنرمند جواني كه شايد برخي به اشتباه فكر مي‌كنند كه با تكيه بر نام پدر به سينما راه پيدا كرده از ابتداي ورودمان ثابت مي‌كند كه در اين زمينه مطالعات بسياري را انجام داده است و صد البته كه از حضور پدرش هم درس‌ها آموخته است. وي با اكران فيلم «محاكمه در خيابان» نشان داد كه جاي پيشرفت دارد ودرس‌هايش را به خوبي به نمايش درآورد. قرارمان را در دفتر آموزشگاه هنرهاي نمايشي استاد كيميايي مي‌گذاريم و با او مدتي كوتاه به گفتگو مي‌نشينيم.
در 23 تير ماه سال 1359 در تهران به دنيا آمد. بازيگري را از 7 سالگي در فيلم سرب، به كارگرداني پدرش آغاز كرد و به آلمان رفت و چند سالي را  در آلمان زندگي ‌كرد و در سال 1372 براي حضور در فیلم «تجارت» ساخته پدرش، از آلمان به ایران آمد و در ایران ماندگار شد. در «اعتراض» گوشه‌هایی از توانایی‌هایش را نشان داد؛ اما در فیلم «حکم» بازي بهتري را از خود نشان داد و كانديداي دريافت لوح زرين شد. علاوه بر آن، بازي در فيلم‌هاي ضيافت، سلطان، فرياد، سربازهاي جمعه و رييس و شمعي در باد و صحنه جرم ورود ممنوع را نيز به عهده داشته است. «مرگ تدريجي يك رويا» به كارگرداني فريدون جيراني اولين كار او در عرصه تلويزيون بود كه انصافا بازي خوبي را از خود نشان داد.
+ چرا بيشتر در كارهاي پدر حضور داريد؟
-    (با خنده) چون پدرم هست. ولي از شوخي كه بگذريم، مهم براي من كار خوب است. كارهايم را با وسواس بسيار زياد انتخاب مي‌كنم و شايد دليل اصلي اين باشد كه چون از كودكي با پدر همراه بودم و در تمام اين سال‌ها در كنار ايشان بزرگ شدم و حتي نقش‌هاي كوچك را بازي كردم به اين دليل است كه بيشتر با كارهاي ايشان مي‌توانم ارتباط برقرار كنم. دغدغه من بازي كردن نيست بلكه جايگاه برايم مهم است.
+ رشد بازي خود را از كدام فيلم مي‌دانيد؟
-    از سربازهاي جمعه. از آن موقع به بعد، به نظر خودم رشد چشمگيري داشته‌ام و اينكه كار با كارگردان‌هاي بزرگي نصيب من شده است اين شانس بسيار خوبي براي من بوده است. اين مسير برايم خيلي سخت بود.
+ «محاكمه در خيابان» آخرين فيلمي بود كه از شما به نمايش درآمد و با فروش خوبي هم روبرو شده. دليل اين فروش خوب را در چه مي‌بينيد؟
-    دو سه تا عامل دست به دست هم داده‌اند. خب بعد از يك مدت طولاني كه سينما دچار بحران شده بود نمايش يك فيلم به اين سبك و سياق مي‌توانست نظر مخاطبان بسياري را به خود جلب كند. دليل اول اين بود كه نگاه جدي به سينما يك مقدار تقاضاكننده داشت و مردم دوست داشتند كه سينماي جدي تراژيك را ببينند و دوم اينكه مسعود كيميايي به آرمان‌هاي گذشته خود برگشته بود يعني سينماي اعتراضي. قصه ساده تعريف شده بود در عين سادگي بسيار هم پيچيده بود. قصه را تعريف نمي‌كرد بلكه لحظه را تعريف مي‌كرد.
+ داستان‌هاي زياد و گسسته‌اي در اين فيلم ديده مي‌شد. محور اصلي كدام بود؟
-    نتيجه‌گيري به عهده بيننده بود و سئوالي است كه بايد از خودمان بپرسيم. ما در چند ساله اخير با اين فكر روبرو شديم كه در جامعه ما غيرت وجود ندارد. بايد بپرسيم اينطور شده يا مي‌شود؟ در واقع ريشه اصلي فيلم و فيلمنامه بر پايه غيرت امير مي‌چرخد.
+ شخصيت امير را چطور ديديد؟
-    امير، ادعايي ندارد و نمي‌خواهد قهرمان يا اسطوره شود. در شب عروسي متوجه مي‌شود كه عروسش گذشته‌اي مبهم داشته و اين موضوع شايد در آينده هم جريان داشته باشد. كيميايي به قيصر و آدم‌هاي بزرگ كاري ندارد بلكه به يك داستان ساده كار دارد و اين نقطه‌اي است كه موفق شده دو نسل و دو طبقه مختلف را با اجراهاي متفاوت را به تصوير بكشد.
+ چقدر از اجراي نقشتان راضي بوديد؟
-    او پسر عامي است كه تحت يك شوك رواني قرار مي‌گيرد و اين سه چهار ساعت برايش جهنم است. حالا بخشي را مي‌بينيم كه برايش شيرين است ولي او به عصيان مي‌رسد. اجراي اين فضا سخت بود ولي از تكنيك‌هاي قبلي استفاده كردم. بايد تجربيات را به دست مي‌آوردم. هنوز فيلم را كه مي‌بينم مي‌گويم هنوز بعضي جاها جاي كار دارد.
+ تصويربرداري فيلم تماما به صورت سياه و سفيد انجام شده بود. اين موضوع چه دليلي داشت؟
-    مبارزه. چون عقايد ما هم سياه و سفيد هستند.
 
+ حضور كسي كه تمام تجربياتش در عرصه سينما بوده، در تلويزيون در سريال «مرگ تدريجي يك رويا» چطور بود؟
-    كار كردن در تلويزيون به عنوان تجربه و با شكلي متفاوت را دوست داشتم. آقاي جيراني تماس گرفتند و گفتند اين نقش متفاوت است. اول قرار بود كه نقشي كوتاه را داشته باشم ولي وقتي به تركيه رفتم ديديد كه داستان طوري ديگر شد. خب نقشم و گريمم را  در اين سريال دوست داشتم.
+ آيا پدر قصد بازسازي «قيصر» را دارند؟
-    اين كار عملي نمي‌شود. چون نوع جامعه و نوع افكار تغيير كرده. قيصر يك اتفاق بود و شد بهترين فيلم تاريخ سينماي ايران. آن فضا براي قيصر بود و در اين فضا يك شكل نوستالژي پيدا مي‌كند.
+ اين سئوال هميشه براي من جالب بوده كه بپرسم. دوست داريد محبوب باشيد يا مشهور؟
-    اگر بخواهي به شهرت برسي شايد يك ميليون نفر شما را بشناسند ولي اگر بخواهي محبوب باشي، شايد 100 نفر شما را بشناسند. دوست دارم محبوب باشم بعد مشهور.
+ ماه محرم است و ياد يك صحنه از فيلم سلطان مي‌افتم. مراسم عزاداري...
-    اتفاقا اشاره خوبي كرديد. وقتي بعد از چند سال به ايران برگشتم، ماه محرم بود. يك پسر 16-15 ساله بودم كه درآلمان بزرگ شده بود و خاطرات دوري از اين مناسبت‌ها داشت. فيلم سلطان را شروع كرديم. يك سكامس اين بود كه بايد زنجير بزنم. اگر در فيلم هم دقت كرده باشيد مي‌بينيد كه خيلي ناشيانه اين كار را انجام مي‌دهم. يك مرتبه با ورودم به ايران به يك داغ در سرزمينم برخوردم. روي من خيلي تاثير داشت.
+ چه تاثيري؟
-    محرم، جمع شدن مردم، پيوستگي. اينكه همه دور هم جمع مي‌شوند و با هم به عزاداري مي‌پردازند. خيلي جذب شدم. به طوري‌كه با دوستانم رفتم كمك به هيات‌ها و در پخش كردن نذري كمك مي‌كردم.
+ و گويا كار جديدتان مناسبتي براي محرم است!
-    خونمردگي. بله سريالي مناسبتي است كه دقيقا بحث ايستادگي دارد. همان درسي كه از محرم مي‌گيريم.
+ بزرگ‌ترين درسي كه از بازيگري گرفتيد چه بود؟
-    درك از لحظه و تصميم. سينما زيباترين دروغي است كه باورش كرديم.  

< قبل   بعد >