|
لحظهاي مكث در تصوير زندگي |
|
نوشته شده توسط غزاله پورخاكي
|
شايد در اين هياهو ديدن تصوير زندگي خودتان يك رويا باشد؛ رويايي كه پشت ترافيك و دود و همهمه كمي تيره و تار شده باشد. تصوير زندگي در پشت قاب شيشهاي شما را به اين شيريني ميكشاند. زندگي با تمام شاديها و غمها در اين 5/1 ساعت جريان دارد با اجراي توانمند مجرياني كه هر يك دانش و تجربهاي را در كارنامه خود رقم زدهاند. قديميترين برنامه خانوادگي ديگر نيازي به توضيح ندارد؛ چون ديرزماني است كه خانوادهها به خصوص خانمهاي خانه را به پاي تلويزيون مينشاند و هر روز برايشان گزارشي ويژه دارد از آشپزي و خانهداري تا خريدهاي قسطي تا مسايل پزشكي مختلف. شهر، شهر فرنگ است.
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
|
تجربه شيرين دزد عروسكها برايم تكرار شد! |
|
نوشته شده توسط غزاله پورخاكي
|
29 فروردين 1360 در تهران به دنيا آمد. در خانوادهاي هنرمند. وقتي پدر محمدرضا شريفينيا باشد و مادر آزيتا حاجيان، قطعا دختر هنرمندي ميشود به نام مهراوه شريفينيا. نام مهراوه را پدرش براى او انتخاب کرد. 21 آبان 65، پنج ساله بود که خواهرش ملیکا به دنیا آمد. بازی و چهره او شباهتهای بسیاری به مادرش دارد. در دوران کودکى بسیار خوشاخلاق و خندان بود. از دوازده سالگى پیانو زد. از كودكي هنرمندان زيادي در منزلشان رفت و آمد داشتند و هرگز به اجبار خانواده به راه بازيگري كشيده نشد.
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
|
هر چي ميخواي ببين! |
|
نوشته شده توسط حامد قاسمي
|
تولد و خانواده
عليرضا ساعت 5 صبح روز جمعه 9 تير 1359 در بيمارستان امام رضا(ع) مشهد به دنيا آمد. پدرش خياط بود و توليدي پوشاک داشت و مادر، خانهدار و البته هنر آرايشگري را نيز به خوبي ميدانست؛ او فرزند اول خانواده بود و بعد از او، يک برادر و 3 خواهر ديگر هم به اين جمع اضافه شدند. محل سکونت خانوادهاش در هنگام تولد، خيابان کوهسنگي مشهد بود و دوره رشد و پرورش را در محله ابوطالب مشهد گذراند
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
|
آن شب كه فرشته در برج نبود |
|
نوشته شده توسط مهران مهرعليان
|
حميد عسكري خواننده جواني است كه با انتشار اولين آلبومش به نام «كما» خيلي سريع پلههاي شهرت را بالا رفت. انتشار دومين آلبوم رسمي حميد به نام «كما2» بهانهاي بود تا شركت فرهنگي-هنري سلفا به مدير عاملي مجيد توسي، كنسرت ويژهاي را در 2 روز متوالي در 4 سانس برگزار كند. مركز همايشهاي برج ميلاد كه اين روزها پاتوق اصلي شركتهاي كنسرتگزار است، پذيراي مخاطبين اين خواننده شد.
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
|
با وقف پرندهها به شهرت رسيدم |
|
نوشته شده توسط مارال پور
|
سال 76، تازه موسيقي پاپ وارد صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران شده بود و كمي از سبك سنتي فاصله گرفته بوديم. حضور خوانندگاني چون قاسم افشار، حسن همايونفال، سپهر و بهادري تحولي جديد براي موسيقي كشور بود. سراغي از قاسم افشار ميگيريم تا با او گفتگويي خانوادگي را ترتيب دهيم ولي به خاطر كسالت همسرشان اين ملاقات در منزل مادرخانمشان انجام شد و فقط توانستيم كه افشار را به همراه پسر يكي يكدانهاش، مقابل دوربين بنشانيم تا بگوييم برايتان از حضور و غيبت او.
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
|
«رسيدهام به سنيني كه آخر خط است» |
|
نوشته شده توسط غزاله پورخاكي
|
صحبت تكراري هر روز است؛ صحبت از ياد برده شدن پيشكوستوتان سينماي ايران. ستارههايي كه خوش درخشيدند و صدايشان در گوشمان هنوز زنده است. بازيهاي زيبايي كه هنوز در يادها مانده است. وقتي از كنارشان ميگذريم چنان افتاده و متواضع هستند كه گويي ستارهاي در كار نبوده است. فراموش ميكنيم؛ به اشتباه از ياد ميبريم و زماني به فكرشان ميافتيم كه شايد خيلي ... بگذريم! حالا كه هستند حالا كه نفسشان آرامبخش دلمان است به يادشان باشيم.
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
|
شبنم قليخاني؛ يلدا را فقط با فال حافظش ميشناسم |
|
نوشته شده توسط مارال پور
|
وقتي كه با او قرار گفتگو ميگذاريم، آنقدر آرام و باوقار است كه دوست داري بيشتر با او گپ بزني. با يكي از دوستان نزديكش، نگين خامسي،گريمور تاتر و سينما وارد ميشود. هميشه همراه هم هستند و كار گريم او را نگين انجام ميدهد.
شبنم قليخاني كه زيباترين بازيش را در سريال مناسبتي پنجمين خورشيد ديدهايم. نقشي كه زمين تا آسمان با خود واقعياش تفاوت دارد.
از سال 76 بازي را تجربه كرد. لیسانس طراحی صحنه و فوق لیسانس کارگردانی تاتر دارد. چهره او را با بازي در فيلم سينمايي مريم مقدس ميشناسيم. عطش، آیههای زمینی، پرده عشق، جوجه اردک من، یک الف ناقابل، اولین شب آرامش، ما چند نفر و سالهای برف و بنفشه را در كارنامه كاري خود دارد؛ معصوميت خاصي در چهرهاش به چشم ميخورد و اين تو را به فكر واميدارد كه چطور توانسته نقش هما خانم را به خوبي بازي كند.
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
|
گفتگو و گزارش از پشت صحنه به خانه برمي گرديم |
|
نوشته شده توسط غزاله پورخاكي
|
شغل خبرنگاري از پراسترسترين شغلهاي دنياست كه اگر نبود، در ليست مشاغل سخت دنيا قرار نميگرفت! وقتي از مشغلههاي ناتمام اين كار جذاب خسته و وامانده پشت ترافيك گير ميكنيم، آرزويمان اين است كه زودتر به خانه برگرديم. اين بار به سراغ برنامه زنده و جذاب «به خانه برميگرديم» ميرويم.بعد از هماهنگي با دفتر تهيهكننده خوب اين برنامه، دكتر محمدتقي روغنيها، به سازمان صدا و سيما ميرويم و چون تا تپه صبا، محل استوديو،راه زياد است بايد منتظر بمانيم ماشيني به دنبال ما بيايد. وقتي كه سوار ميشويم سلام مهرباني را ميشنويم، نگاهش ميكنيم؛ مجري بخش دانستنيها،سحر امامي را ميبينيم و با او همراه ميشويم.
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
|
عشق تازه، حرف تازه رضا صادقي |
|
نوشته شده توسط مهرداد مهرعليان
|
كنسرتي كه قرار بود تنها دو شب آن هم در 24 و 25 مهرماه در تهران برگزار شود، با استقبال بيسابقه مخاطبين صداي مشكيپوش عاشق روبرو شد تا دستاندركاران اين كنسرت پيگيريهاي لازم را انجام دهند و سالن مركز همايشهاي برج ميلاد، بار ديگر در 15 و 16 آذر ماه هم ميزبان طرفداران خواننده بيادعاي موسيقي پاپ باشد.
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
|
قدم زدن آرزوي من است! |
|
نوشته شده توسط غزاله پورخاكي
|
نگاهش ميكني؛ آرام و پرغرور نشسته است و در دلش هزاران گلايه از روز و روزگاران. از كساني كه به چشم ترحم به او نگاه ميكنند و نميتواند به همه بگويد: كه من ناتوان نيستم. من هم ميتوانم مثل همه شما راه بروم، نگاه كنم، بنويسم و ... . هراسان از سنگفرشهاي خيابان در خيابان راه ميرود و قدم ميزند. گاهي كه پروتز را از پايش بيرون ميآورد ميتواند به صورت «لي لي» برود. لبخند از روي لبانش محو نميشود و لحظهاي از مادر جدا نيست.
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
|
شوك، پايان دلنوازان |
|
نوشته شده توسط مارال پور
سريالي كه در 50 قسمت 30 دقيقهاي ساخته شده و هر شب ميهمان خانههاي ما است، روند خوبي را طي ميكند؛ جاي يك شوك در اين سريال خالي است. شوكي كه جذابيت اين سريال را دو چندان كند و بتواند خاطره خوبي را در ذهن بينندگان به جاي بگذارد. وگرنه با داستانهاي ديگر كه از ابتدا ميتوان پايانش را حدس زد، هيچ فرقي نخواهد داشت.
ريتم كند سريال، بيننده را خسته ميكند.حالا اما اين مجموعه تلويزيوني روي ريتم يكنواخت افتاده است؟ انتظار از پايان سريال دلنوازان يك شوك است تا بيننده را تكان دهد.
آيا اين اتفاق ميافتد؟
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
|