|
او كودكان را ميفهمد؛ آشنا است. احتياجي به معرفي ندارد. هر چند كه شايد او را از نزديك نديده باشند ولي عاشقانه پاي برنامههاي او مينشينند و به او اعتماد دارند.
اين بار نه فقط كودكان، بلكه بزرگسالان نيز با علاقه از برنامه «عمو پورنگ» ميگويند. داريوش فرضيايي كه با عشق و شور جلوي دوربين، عمو پورنگ ميشود. رو به رويمان نشسته و از كودكان ميگويد. از عارفانه و عاشقانههايش...
از كودك درونش كه راهنمايش ميشود تا جلوي دوربين بازي نكند بلكه پورنگ شود، پورنگ به معناي كودك؛ او كودكان را ميفهمد.
او كودكان را ميفهمد؛ آشنا
است. احتياجي به معرفي ندارد. هر چند كه شايد او را از نزديك نديده باشند
ولي عاشقانه پاي برنامههاي او مينشينند و به او اعتماد دارند.
اين بار نه فقط كودكان، بلكه بزرگسالان نيز با
علاقه از برنامه «عمو پورنگ» ميگويند. داريوش فرضيايي كه با عشق و شور
جلوي دوربين، عمو پورنگ ميشود. رو به رويمان نشسته و از كودكان ميگويد.
از عارفانه و عاشقانههايش...
از كودك درونش كه راهنمايش ميشود تا جلوي دوربين بازي نكند بلكه پورنگ شود، پورنگ به معناي كودك؛ او كودكان را ميفهمد.
+ بذاريد اين معما رو حل كنيم؛ داريوش فرضيايي چند سالهست؟
- 18 ساله! (ميخندد) من توي همه مصاحبههام گفتم 15 سالهام. چرا باور نميكنيد؟! از شوخي كه بگذريم، متولد خرداد 52 هستم.
+ از چه سالي وارد كار اجرا شديد؟
- از سال 73 وارد راديو شدم، به عنوان گزارشگر
فعاليت كردم. به واسطه تيپهايي كه ارائه ميدادم، سال 77 شروع به اجراي
زنده براي تلويزيون كردم، با خانم رضايي برنامه اجرا كرديم. مسابقه حباب
در سال 78، تورنگ و پورنگ و بعد هم اجراهاي مستقل براي كودكان.
+ ورودتون به حيطه كودكان اتفاقي بود؟
- نميشه گفت اتفاقي. من قبل از اينكه وارد اين
كار بشم، كلي تحقيق و مطالعه در اين زمينه داشتم. حتي در دوران خدمت،
بيشتر در زمينه كودكان مطالعه ميكردم.
+ با كار توليدي بهتر كنار ميآييد يا بداهه و زنده؟
- مطمئنا كار بداهه را بيشتر قبول دارم تا كار
توليدي. راستشو بخوايد براي كار توليدي ساخته نشدم. عاشق بداههگوييام و
تيپهاي جديدي ميسازم.
+ اگر پيشنهاد اجراي برنامه زنده جدي داشته باشيد، قبول ميكنيد؟
- اصلا براي برنامه جدي ساخته نشدم. شايد بتونم كار جدي اجرا كنم اما بايد وزنه به پام ببندند.
+ تا حالا شده اطلاعاتي از شومنهاي خارجي كسب كنيد؟
- اطلاعات بله، اما تقليد اصلا. بيشتر زوم
ميكنم تا ببينم مثلا فلان شومن چرا 30 ساله كه پربينندهترين اجرا رو
داره. اين ماندگاري برام مهمه.
+ توي برنامههاي خودتون، اتاق فكر داريد؟
- بله، اتاق فكر خوب و مشاور عالي. اما براي خودم مشاور شخصي ندارم. مشاور اتاق فكر، براي كل برنامه است.
+ تاكنون شده خط برنامه را عوض كنيد؟
- من هميشه غير قابل پيشبيني هستم و شايد
بداههگوييها و تيپهايي كه ميسازم، گاهي از خط اصلي فاصله بگيره، اما
بعد از اجرا بيشتر عوامل نظرشون اينه كه كار عالي بود.
+ از بين اين همه كار، كدوم يكي رو بيشتر دوست داشتيد؟
- تورنگ و پورنگ
+ از اينكه تو خيابون، مردم شما رو با نام پورنگ صدا بزنند ناراحت نميشيد؟
- پورنگ هم تيپيه كه من ساختهام، اما جلوي
دوربين. اينكه در اماكن عمومي بچهها منو پورنگ صدا كنند ناراحت نميشم.
اما از اينكه بزرگسالان از جملات و كلماتي استفاده كنند كه در حدشون نيست،
اذيتم ميكنه. عمو پورنگ، كودك درون منه، پس ناراحتي نداره كه منو به نام
پورنگ بشناسند ولي از بزرگسالان انتظار ديگهاي دارم.
+ از حق نگذريم! در حال حاضر، «عمو پورنگ» پربينندهترين برنامه كودكه؛ راز اين ماندگاري و موفقيت چيه؟
- بازي نكردن جلوي دوربين؛ اگر جلوي دوربين پورنگ هستم، واقعا پورنگ شدم. بازي نكردم بلكه از كودك درونم كمك گرفتم.
+ نظرتون درباره كارتوناي امروزي چيه؟
- اصلا مرغوب نيست، كارتوناي امروزي حرفي براي
گفتن ندارند. اگه يادتون باشه، كارتوناي زمان ما حس داشت. يوگي و دوستانش،
سندباد، حنا دختري در مزرعه، همگي حس و شور داشت.
+ خودتون در دوران كودكي بيشتر كدوم كارتون رو ميديديد؟
- سندباد، حتي با آن شخصيت همزادپنداري
ميكردم. اما آيا در حال حاضر ميشه كارتونا را با «بامزي»، «گاليور»،
«پلنگ صورتي» و ... مقايسه كرد.
+ عمو پورنگ قصه ما در حال حاضر خودش بيننده كارتونه؟
- بله، اما اگه بخوام ببينم، پلنگ صورتي رو نگاه ميكنم و تام و جري.
+ عمو پورنگ كي پير ميشه؟
- پير ميشم زماني كه فراموش بشم.
+ چرا تو بيشتر اجراهاتون از همكاريهاي كودك استفاده ميكنيد؟
- قابل باورتره. مگه نه اينه كه برنامه ما براي
كودكان پخش ميشه؛ پس چرا نبايد از بچهها استفاده كرد. زماني فاطيما،
امروز امير محمد و... به نظرم خود بچهها هم دوست دارند كه مجري كودك
ببينند.
+ با خانواده زندگي ميكنيد؟
- بله، تهتغاري خانواده هستم.
+ آخرين باري كه مادر از دستتون ناراحت شدند، به چه زماني برميگرده؟
- چند وقت پيش براي تعمير با تاسيسات تماس
گرفته بودند ولي احتياجي به تماس با تاسيسات نبود. از من خواستند كه تماس
بگيرم و منتفي كنم. گفتم كه نميتونم، بذاريد تاسيسات بياد تا از اين به
بعد وقتي من تو خونه نيستم، بدون هماهنگي با تاسيسات تماس نگيريد. به خاطر
همين مسئله از من كمي دلگير شدند.
+ و در آخر، سئوالي كه خيليا دوست دارند جوابشو بشنوند؛ چرا ازدواج نميكنيد؟
- آخه كي دخترش رو به يه پسربچه ميده؟!(با خنده)
از شوخي كه بگذريم، زندگي با ما خيلي سخته. چون زندگيمون با كار عجين شده
و با كوچكترين تلنگري ميشكنيم. كساني كه وارد زندگي ما ميشن، بايد خيلي
صبور باشند و درك بالايي داشته باشند.
|